تبليغاتX
به نام تك ناقوس جزيره عشق




به نام تك ناقوس جزيره عشق

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

 

 

 

وقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیش من

     اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو

        بازم که بی قرارمو دلواپس نگاه تو

            تموم هستی منی بمون همیشه پیش من

                  اگه شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم

                         دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی

                              فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی

                                     دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

                                              واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

 


نويسنده: الهام مورخ: دوشنبه 6 آبان1387 در ساعت: 12:7
|+|
3رازدررابطه بامردان و3رازدررابطه با دختران

 

 

 

در اين مقاله با شما از 3 رازي كه لازم است از آنها آگاهي

يـابيد تا بتوانيد مرد ودختر مورد علاقه خود را مجذوب خود

كرده و قلب وي را به تسخير درآوريد، صحبت خواهيم كرد:

 


نويسنده: الهام مورخ: دوشنبه 6 آبان1387 در ساعت: 10:40
|+|
 

 

 

بی تو من خرابم در رنج و عذابم

بی تو من خرابم در رنج و عذابم

بی تو من خرابم در رنج و عذابم

این کلمات واقعا منو اروم میکنه حداقل این جوی یه کم از عشقمو تخلیه می کنم

نمی دونی ...شاید ندونی ..

این کلمات رو روی ذره ذره ی وجودم حک کردم تا هیچ موقع یادم نره یادم نره یه روزی برات می مردم یادم نره چقدر رو عشقت موندم

نمی دونم حکمت این عشق چی بوده چون از این عشق مرا خلاصی نیست نه می خواهم نه می تونم خدا یا حکمتت ......

تو یار من . قرار من شرابم  نمی تونم از تو دل بکنم تو همه ی مستی عاشقانه ی منی تو برام هم عشقی  هم معشوق  تو بم عشقو یاد دادی پس خودت بازم بهم یاد بده با تو بودن و با تو زیستن رو.....

 


نويسنده: الهام مورخ: یکشنبه 5 آبان1387 در ساعت: 11:13
|+|
گل سرخ

 زندگی همیشه اون جشنی نیست که انتظارش رو داریم اما حالا که به اون دعوت

شدیم بهتره که زیبا برقصیم!!!


نويسنده: الهام مورخ: جمعه 31 خرداد1387 در ساعت: 15:2
|+|

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد.....

 

 


نويسنده: الهام مورخ: چهارشنبه 29 خرداد1387 در ساعت: 13:5
|+|

نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه 28 خرداد1387 در ساعت: 14:15
|+|

 

نمی دانم چرا ماانسانها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها كنیم و جذب آبی كوچك

چشمانی شویم كه عمقی ندارد و می دانیم روزی بسته خواهد شد...


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه 28 خرداد1387 در ساعت: 3:26
|+|
فتوشاپ

 

آموزش نرم افزار فتوشاپ قسمت 1

 

 

نرم افزار فتوشاپ چیست؟

نرم افزار فتوشاپ از دسته نرم افزارهای Imaqe Editor می باشد به این معنا كه به كمك این نرم افزار می توان بر روی تصاویر ویرایش نمود و حتی تصاویری در درون این نرم افزار خلق نمود این نرم افزار كه توسط شركت Adobe  ساخته شده است به كمك چند نرم افزار دیگر كه تحت همین نرم افزار كار می كنند می توانند برروی فیلم ها نیز ویرایش های را داشته باشند ولی اصل حوزه فعالیت فتوشاپ برروی تصاویر می باشد ما دراین آموزش ها قصد كردیم كه این آموزش ها را در دو سطح مبتدی برای دوستانی كه تا به حال با نرم افزار آشنایی نداشته اند و پیشرفته برای دوستانی كه با نرم افزار كاركرده ولی كامل با آن آشنا نیستن را ارائه نماییم امید است كه بعد از این آموزش ها شما را جزء آن دسته از كاربران حرفه ای این نرم افزار ببینیم و همچنین ما هم به هدف خود كه ترویج علم و مخصوصا علوم كامپیوتر می باشد رسیده باشیم.

..........

 


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه 28 خرداد1387 در ساعت: 2:52
|+|
خواننده هاي محبوب من
 

             

.............


نويسنده: الهام مورخ: جمعه 24 خرداد1387 در ساعت: 13:25
|+|

 

هر وقت گلی رو بو کردی هرگز اون رو نگاهش نکن


چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره


شوق دوباره دیدنت اون رو پرپر می کنه


نويسنده: الهام مورخ: پنجشنبه 23 خرداد1387 در ساعت: 22:40
|+|
عاشقانه ها (رواشناسي)

 تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است

همیشه عاشق و معشوق هم باشید

در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند

*

صبح زود از خواب برخیزید و در کنار هم نظاره گر طلوع خورشید باشید

*

تمای یادگاری های عشق قدیمی تان را از بین ببرید و از این مهمتر این که همه عشقهای گذشته تان را بدست فراموشی بسپارید

*
................

نويسنده: الهام مورخ: پنجشنبه 23 خرداد1387 در ساعت: 22:35
|+|
ایستگاه خنده! & اس ام اس

اس ام اس ها گاهی پيامی ندارن

 فقط ارسال ميشن که باور کنی

اونی که فکرشو نميکنی الان به يادته

 

به بنده خدا میگن: بابات به «رحمت ایزدی» پیوست! بنده خدا میگه: «رحمت ایزدی» دیگه كیه؟ میگن: نه، منظورمون اینه كه «به دیار باقی شتافت»! میگه: «دیار باقی» كجاست؟ میگن: یعنی «دار فانی» رو وداع گفت! میگه: «دار فانی» دیگه چه‌جور داریه؟ میگن: یعنی «رخت از این دنیا بر بست»! میگه: منظورتون رو نمی‌فهمم! میگن: الاغ! بابای خرت مرد! میگه: خر من كه بابا نداشت!

                                                         

.........


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه 21 خرداد1387 در ساعت: 17:18
|+|

مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشیو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه!

 


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه 21 خرداد1387 در ساعت: 14:40
|+|
زندگی

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم

 

امّا گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم

 

تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم

 

امّا به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه 21 خرداد1387 در ساعت: 13:26
|+|
من مي نويسم و تو ميخواني
 

من مي نويسم و تو ميخواني     .

تو اي مخاطب نوشته ها يم

گاه دلتنگ تر از هميشه ام

و تنها تر از هميشه .گاه آنقدر

خسته كه از ماندن و نوشتن

گريزانم و گاه آنقدر

عاشق كه نوشتن را راهي

براي رسيدن به آرامش ميدانم.

گاه تا نزديك شكست ميروم

اما بلند ميشوم دوباره...

كسي مينويسد از دست ها

ميداند چه كسي را مي گويم

و من ميگويم از دل...

دستها توانمند نيستند وقتي

دل عقل را به صليب ميكشد.

دارم از خودم مينويسم.قلم را

برداشته ام.دل مي گويد بنويس

و عقل در كناره...

مي نويسم بي آنكه بدانم چقدر

در نوشتن توانمند يا نا توانم.

 

ولي مينويسم .

حال دستهايم  همان دستها

مي نويسند بي اختيار براي دل

و عقل شايد محاكمه خواهد كرد

ولي دل ....

لا بلاي كلماتم صداي موسيقي

تنهاييست و من تنها...

به آن مو سيقي گوش كن.....ببين....

من هيچ ندارم وهيچ نخواهم

هر روز عاشق تر از گذشته ام

تنها براي او

براي او كه قدرت نوشتنم ميدهد

 

نمي دانم نمي دانم چرا ؟

خودش عاشقم كرد و حال

اينگونه رسوا در برابر قدرتش متحير!

شايد به سخره بگيرند آنچه

را كه مي نويسم ولي شايد ....

نمي دانم .نمي توانم نگويم.....

 

تنها مي دانم دلم گرفته است

و بايد بنويسم.

 

چندي قلم را كنار ميگذارم .

دستها هنوز خسته نيستند .

 

دل مي گويد بنويس....

دوباره از سر خط.

و عقل!

دلم گرفته و بايد بنويسم پس

عقل را به كنار ميگذارم .

بي مهابا خواهم نوشتم و

تو بخوان به خاطر دل گرفته ام

 

هر چند شايد گزافه گويي باشد.

 

هنوز موسيقي تنهايي موج ميزند

و دستانم....

ببين...چه سرد هستند ...مي لرزند

چشم هايم را به روي هم ميگذارم .

نسيم خنكي گونه هايم

چشم هايم را نوازش ميدهد

تا به كجا خواهم نوشت ...نمي دانم.

شايد بس است ديگر

با خودت مي گويي تا به كجا

اين نا بساماني.

ولی آرام تر شدم ....

باز خواهم نوشت  ....دوباره از سر خط

 

اين بار بس است

 

دوست دارم و تا آخر خط عاشقانه پای

تو ایستاده ام 

به نام خلوت ترين  سكوت شبانه ام....

آسمان دوباره امشب رنگي ديگر دارد

من ميخواهم با تو سخن گويم مهربانم .

مي خواهم در اين سكوت

دستان سردم را بگيري

و مرا تا اوج برساني!

من جز تو با كه سخن گويم

كه بفهمد نا گفته هايم را!؟

براي تو مي نويسم از فرش تا به

عرش هرچند دستانم سرد وخسته اند

هرچند ميان اين دورنگي ها هنوز

كه هنوز است حيرانم و قدم بر

 

مي دارم ميان اين شلوغي

بي آنكه بدانم به كجا خواهم رفت...

و مينويسم نيز بي آنكه بدانم كه مي خواند

و آيا خواهد فهميد از لا

بلاي اين كلمات در هم ريخته احساساتم را!

نمي دانم ولي كاش تو بخواني آنچه كه

از قلبم بر كاغد نقش مي بندد

قسم به دل همين مرا بس خواهد بود

تنها همين...

اگر تو تنها ياورم باشي همين مرا

بس بس است براي دلگرمي

اگر تو كنار من باشي  همين مرا بس است

براي آرامشي دست نيافتني

و اگر تو مرا بپذيري ديگر هيچ نخواهم

از نيازمندي هاي دنيا

 

ميخواهم امشب باران ببارد

 

ميخواهم دوباره كوچه را بوي عقاقيا و ياس پر كند

ميخواهم قدم بردارم به دور از اين هياهوي دمادم

به پاييز بگوهرگز نيايد

من ميخواهم درون باغچه گل هميشه بهارم

را براي هميشه بكارم

 

خداي خوبم من حرفهايم را با تو

گفتم و مي گويم

 

مي گويم با تو از دل گرفته ام

 

يا دستان هميشه سرد اما پر توان

براي نوشتن حرف دل

 

مي گويم از عشق جاودان گل

هميشه بهارم براي تو

و تو تنها ميداني اسرار نهفته

ميان دلم را خداي مهربانم تو تنها پناه

خستگي هاي دمادم اين

جسم ضعيف مني

تنهايم مگذار كه بي تو حتي نفسي در سينه

باقي نخواهد ماند

 

ياريم ده كه خسته تر از هميشه ام

 

كوچه با غ هم ساكت است

 

عقاقيا ....

ياس....

و تو .....

 

خدايا به آسمان بگو ببارد

 

امشب معشوق من كنارم خواهد ماند

 

قدم خواهيم زد از ميان اين كوچه باغ

 

فقط بگو آسمان ببارد

 

مي خواهم اشكهايم را ميان قطره هاي

باران جا بگذارم

 

تو فقط تنهايم نگذار

 

و به آسمان بگو ديگر ببارد

 

كه وقت بارش است ....

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است ببین مرگ مرا در خود که مرگ من

تماشایی است مرا در اوج میخواهی تماشا کن تماشا کن دروغین بودم از دیروز مرا امروز

حاشا کن در این دنیا که حتی ابر هم نمی گرید به حال من همه از من گریزانند تو هم

بگریز از این تنها رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند همه خود درد من

بودند گمان کردم که همدردند شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند به سوی اوج

ویرانی پل پرواز من بودند


نويسنده: الهام مورخ: دوشنبه 13 خرداد1387 در ساعت: 4:54
|+|
.....
 

وبلاگ درحال ساخته دوستان گلم


نويسنده: الهام مورخ: یکشنبه 12 خرداد1387 در ساعت: 19:51
|+|